کاخ کوروش (دشتستان)

کاخ کوروش (دشتستان)

بقایای کاخ سنگ سیاه و نخل های کاشته شده

کاخ کوروش (دشتستان)، واقع در شهر برازجان از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.


کاخ سنگ سیاه


سنگهای شکسته شده ی کاخ سنگ سیاه که نشانی از شکوه گذشته در آنها نیست.


«کاخ سنگ سیاه» با ساختاری برابر و بسیار نزدیک به تالار بارعام در آرامگاه کوروش بزرگ

«کاخ کوروش دشتستان» تاریخی و بسیار مهم از دوران پر تمدن ایران، این کاخ در سال ۱۳۵۰ به وسیلهٔ هیأت باستان‌شناسی ایران حفاری شده‌است. با توجه به شیوه‌های معماری و استفاده از سنگ سیاه و سفید زمان احداث آن را به دورهٔ کوروش بنیان گذار زنجیره هخامنشی منسوب کرده‌اند. این کاخ که در جنوب شرقی برازجان و در کنار رودخانه خشک آردی قرار دارد یکی از پایگاه‌های مهم ایران دورهٔ هخامنشی در ساحل خلیج فارس بوده‌است. کاخ برازجان بر طبق تحقیقاتی که انجام شده در اواخر سلطنت کوروش ساخته و پرداخته شده‌است و از نظر حجاری و هنر معماری آن چنان که از پایه ستون‌ها و اشیاء کشف شده بر می‌آید جدیدتر و ظریف تر از پاسارگاد است. بنابراین می‌توان گفت که این بنا هنگامی ساخته شده که هنر اصیل حجاری و معماری عصر کوروش به تکامل رسیده‌است. متاسفانه به علت ناتمام ماندن بنا چنین به نظر می‌رسد که علل عقیم ماندن این کاخ مصادف با مرگ او به سال ۵۲۹ پیش از میلاد است. بنابراین می‌توان تاریخ بنای کاخ برازجان را در همین حدود یعنی ۵۲۹ قبل از میلاد دانست

ديدن منشور كورش رايگان شد

اين كتيبه كه توسط كورش كبير به منظور رعايت احوال بابليان از سوي سپاه فاتح ايران نگاشته شده است، بار ديگر در شهريور ماه سال جاري به كشور وارد و به مدت 4 ماه به موزه ملي ايران امانت داده شد.
ایرنا: معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي روز يكشنبه در اطلاعيه اي اعلام كرد: ديدن منشور كورش در موزه ملي ايران، از اين هفته به مدت 2 ماه براي همگان رايگان است.

دراطلاعيه معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي آمده است: با توجه به باقي ماندن حدود 70 روز از نمايش منشور كورش در موزه ملي ايران، اين امكان براي سهولت در بازديد مردم از اين اثر تاريخي ايجاد شده است.

براساس اين اطلاعيه ، به همين منظور وسيله نقليه‌اي مزين به تصوير منشور كورش بمنظور جابجايي علاقمندان بازديد از اين اثر تاريخي درنظرگرفته شده است كه روزانه از ساعت 9 تا 18، از ميدان انقلاب بعنوان مبدا اين تور تا موزه ملي ايران در حركت خواهد بود.

شهروندان تهراني مي توانند علاوه بر مبدا ذكر شده در طول مسير حدفاصل ميدان انقلاب، ميدان فردوسي تا خيابان سي تير محل موزه ملي ايران، از اتوبوس درنظرگرفته شده با ظرفيت حدود 50 نفر استفاده كنند و در قالب توري رايگان بازديد از منشور كورش و ساير آثار تاريخي بخش ايران باستان موزه ملي ايران را تجربه كنند.

استوانه گلي منشوركورش بعنوان كهن ترين سند گرامي داشت حقوق بشر ايرانيان در سال 1879 ميلادي توسط هيات باستان شناسي بريتانيايي در بابل كشف و نخستين بار در زمان جشن هاي 2500 ساله رژيم پهلوي به مدت 10 روز به كشور بازگشت.

اين كتيبه كه توسط كورش كبير به منظور رعايت احوال بابليان از سوي سپاه فاتح ايران نگاشته شده است، بار ديگر در شهريور ماه سال جاري به كشور وارد و به مدت 4 ماه به موزه ملي ايران امانت داده شد.

تصویر: آتوسا دختر کوروش کبیر و مادر خشایارشاه

تصاویر گنچ پنهان ایران در کشور  های خارجی






پرونده:Pasargadae.JPG






http://www.livius.org/a/1/iran/behistun_gaumata.jpg
پرونده:Persepolis - statue of a mastiff.jpg

پیکره ی یک سگ از نژاد ماستیف
 دوره هخامنشی

محل نگهداری : موزه ایران باستان



پرونده:Gold fish shaped vessel from the Oxus Treasure by Nickmard Khoey.jpg

پیکره ماهی از جنس زر
دوره هخامنشی
محل نگهداری: موزه بریتانیا



http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/00/South_Pars_Horizon.jpg/250px-South_Pars_Horizon.jpg
غروب خورشید بر پهنه ی خلیـــــــــــــــج همیشه فارس

پرونده:Katibeh dariush bozorg kakh apadana shoosh.jpg

کتیبه داریوش بزرگ در کاخ آپادانای شوش
دوره هخامنشی
محل نگهداری : موزه لوور فرانسه

پرونده:Bull capital Apadana Louvre AOD1.jpg
سر ستون گاو
دوره هخامنشی
موزه لوور فرانسه


پرونده:Golden bowl hakhamaneshi.jpg

کاسه زرین منقش به خط میخی
دوره هخامنشی
سال های ۵۲۲–۴۸۶ یا ۴۳۲–۴۰۵
موزه متروپولیتن نیویورک




خاکبرداری و کشف پارسه
محوطه کاخ ملکه


باران باش و ببار مپرس کاسه های خالی از آن کیست       (کوروش بزرگ)

گور دختر شبیه آرامگاه کوروش

برخی کارشناسان و نویسندگان بر این عقیده‌اند که شاهزادگانی که مورد خشم دربار قرار گرفته یا به بیماری جنون دچار می‌شدند را برای اینکه از انظار عموم بمانند به این منطقه انتقال می‌یافتند.
افكارنيوز: «گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید می‌نماید. گفته‌اند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده می‌شود.

این اثر تاریخی ارزشمند متعلق به اوایل قرن ششم قبل از میلاد یعنی آغاز دوران پادشاهی هخامنشیان می‌باشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه کوروش کبیر سرسلسله هخامنشی است که احتمالا مربوط به مادر یا دختر کوروش بوده است. که البته هیچ مدرک یا سند قطعی که دال بر این گفتار باشد به‌دست نیامده است. هیچگونه کتیبه یا نوشته‌ای که نام متوفی را مشخص کرده باشد از آن به‌دست نیامده است.

بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبه‌ای مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلی به شکل مکعب مستطیل بوده که دارای سه پلکان در اطراف و پوش سقف خرپشته‌ای که به شکل نیم استوانه خالی است که احتمالا جایگاه قرار گرفتن جسد بودهاست که درست همین اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره کوروش در پاسارگاد فارسی محفوظ می‌باشد کل بنا از ‌‌٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسیله بست‌های دم چلچله‌ای به همدیگر مربوط گردیده و مثل سایر بناهای هخامنشی هیچگونه ملاتی در آن یافت نمی‌شود. ردیف پله‌ها از پایین تا بالا یک سنگ کم شده که در بالا به دو سنگ می‌رسد.
گور دختر شبیه آرامگاه کوروش



ارتفاع واقعی آن ‌‌٤/٥ متر می‌باشد در اطاقک بنا حوضچه کوچکی است که هم اکنون با گل و لای پر شده است. ورودی اتاق مقبره در جهت شمال شرقی می‌باشد. کل آرامگاه بر روی یک تخته سنگ بنا شده که هم اکنون قسمتی از آن در جهت شمال آرامگاه نمایان می‌باشد و این روند یک شیوه معماری در دوران هخامنشی بوده است و به جهت استحکام و پابرجایی بنا انتخاب شده است.

گوردختر،‌ کوشک اردشیر، کاخ‌های هخامنشی بردک‌سیا و چرخاب، دژ برازجان، تل‌خندق، غار چهل‌خانه، چشمه‌ آبگرم دالکی، شاهزاده ابراهیم و... نشان از تاریخ و تمدن سرزمینی دارد که از دوره ایلام تاکنون در سکوت دشت‌هایی پا بر جا و محکم ایستاده است.

تپه تاریخی تل‌مر، در کنار کاخ کوروش، در اصل قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوره ایلامی می‌رسد.
گفته می‌شود از این قلعه برای دیده‌بانی کاخ کوروش استفاده می‌شد. با فرو ریختن قلعه در طول قرن‌ها آن را تبدیل به یک تپه کرده و اکنون پس از حدود ۲۵ قرن تنها خشت‌هایی از آن بنای قدیمی باقی‌مانده است متأسفانه در سال ۱۳۶۳ شهرداری، بخش بسیاری از آن را خاکبرداری کرد.

از دیگر آثار باستانی منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. این غار در واقع، دخمه‌هایی را شامل می‌شود که در یک تپه کوه مانندی قرار گرفته و بنابر روایتی فراموشخانه ‌بوده است.

برخی کارشناسان و نویسندگان بر این عقیده‌اند که شاهزادگانی که مورد خشم دربار قرار گرفته یا به بیماری جنون دچار می‌شدند را برای اینکه از انظار عموم بمانند به این منطقه انتقال می‌یافتند.

فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از یک سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.

پیشینه تل‌خندق در روستای ده‌غایه و در شمال برازجان، به دوره ایلامی می‌رسد. این منطقه زمانی شهر بزرگی بوده است و تپه سد دفاعی منطقه محسوب می‌شد که دور آن را خندق کشیده بودند و درون آن مجموعه‌ای از پایگاه‌های نظامی قرار داشت.

معماری گوردختر با پاسارگاد یکی است. گویی که معمار هر دو، یکی بوده است. احتمال می‌رود این بنا پیش از مقبره کوروش به‌وجود آمده و پاسارگاد شکل تکامل یافته گوردختر باشد.
باتوجه به اینکه جای کتیبه این مقبره خالی است، نمی‌توان در مورد اینکه چه کسی در آن دفن شده، نظر قطعی داد.
تنها می‌توان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنایی متعلق به دوره هخامنشی است.

در دوره جدیدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زایر خضرخان" یا قلعه "کلات" در کوه‌های پهلوان کش اهرم به‌جامانده است. این قلعه منسوب به مبارزی دشتستانی به‌نام "زایرخضر خان" بوده که در دوره قاجاریه ساخته شده و برفراز تپه، روی خرابه‌های بناهای پیشین شکل گرفته است که معماری باستان‌شناسان را پیچیده‌تر می‌کند.

قلعه دارای ۴ برج است که در زمان حمله انگلیس به ایران اسرای انگلیس را به آنجا منتقل می‌کردند.

نخلستان‌های دشتستان نیز از میراث طبیعی این منطقه محسوب می‌شود. متوسط عمر نخل‌ها ۵۰ یا ۶۰ سال است و تا هر یک از آنها به مراحل باروری برسد، ۱۰ سال زمان نیاز دارند.

گویش کنونی مردم منطقه فارسی با کمی لهجه ‌لری است.

این اثر به شماره ‌‌١٨٩٧ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت درآمده است.

بررسی آرامگاه ها و آئین تدفین در زمان هخامنشی / قسمت دوم


 

بررسی آرامگاه ها و آئین تدفین در زمان هخامنشی / قسمت دوم
با توجه و بررسی مدارک یافت شده در کاووش های علمی باستان شناسی در فلات ایران، چنين به نظر می‌رسد که اقوام بومی ساکن این سرزمین، مردگان خود را در داخل اتاق و یا حیاط و کوچه و در محوطه‌هائی که مربوط به محل زندگی آن ها بوده است دفن می نمودند.
در سال 1960 پروفسور لوئی واندنبرگ باستان شناس بلژیکی از گور دختر دیدن کرد و احتمال انتساب آن را به یکي از نخستین پادشاهان هخامنشی به میان آورد. دوید استروناخ باستان شناس انگلیسی و عده‌ای از باستان شناسان ایرانی مثل توکلی و مصطفوی نیز پیرو نظریه او بودند. در سال 1966 کارل نابلدر با بررسی فرم و اندازه بست های فلزی به کاررفته در بناهای تخت جمشید و پاسارگاد و میزان به کار گرفته شدن انواع آن ها در بناهای هخامنشی، راهی برای تعیین تاریخ تقریبی پاره ای از آن ساختمان ها پیشنهاد کرد و بر مبنای همین تحقیق گور دختر را متعلق به سده پنجم پیش از میلاد دانست. اما به علت محدود بودن بناهای بررسی شده، روش نایلدر مورد قبول صاحبنظران قرار نگرفت. از محققان ایرانی شاپور شهبازی نیز معتقد است که این بنا نزدیک به اواخر دوران هخامنشی ساخته شده و آرامگاه کوروش کوچک می باشد. دکتر علی اکبر سرفراز باستان شناس ایرانی با بررسی دقیق بنا‌ها و آثار بر جای مانده از دوران هخامنشی و همچنین اشیاء به دست آمده در کاووش های علمی اعلام کرد که خاندان کوروش و خانواده داریوش دارای عقاید و اندیشه های مذهبی متفاوت با یکدیگر بوده اند و این امر در شکل گیری بنای مقابر آن ها مؤثر بوده و به خوبی مشهود است. بنابر این کوروش و منسوبین او دارای گورهای ساخته شده در فضای باز و داریوش و جانشینان او دارای گوردخمه های کنده شده در دل کوه می باشند. بر اساس این نظریه گور دخمه را که از لحاظ تکنیک و سایر ویژگی های معماری هخامنشی ساده تر و ابتدائی تر از بنای گور کوروش است باید مربوط به یکی از نخستین شاهان هخامنشی و منسوبین کوروش بدانیم. گور دختر بنای مستطیل شکلی است به بلندی 5/4 متر با بامی شیروانی و شیب دار که از تخته سنگ های برزگ سفید رنگ ساخته شده . این آرامگاه بر روی یک کف یا کرسی سنگی بنا شده که بخشی از آن هنوز در شمال دیده می شود و از مشخصات شیوه معماری هخامنشی است. بر روی این پایه سه طبقه سنگ به شیوه گور کوروش ساخته شده، بلندی هر طبقه 35 سانتی متر است بر روی سومین سکو، خانه سنگی ساخته شده که بلندیش 4/3 متر است و درازیش 95/2 متر و عرض آن 3/2 متر و ضخامت دیوارهای سنگی این بنا 75 سانتی متر است. اطاق آرامگاه از درون تنها 3/2 متر درازا و 55/1 متر پهنا دارد و بلندی آن از کف تا سقف به 05/2 متر می‌رسد.

این اندازه ها در مقایسه با آنچه در آرامگاه کوروش می بینیم بسیار کوچکتر می باشد. در سقف اطاق محفظه‌ای تو خالی وجود دارد. یکی از تفاوت های مهم این بنا با آرامگاه کوروش و سایر مقابر هخامنشی نداشتن در ورودی با تاق آرامگاه می‌باشد. در جبهه شمالی روزنی است که 70 سانتیمتر عرض و 90 سانتیمتر طول دارد، یعنی به اندازه ای است که تابوتی را از آن به درون بنا می توان کشید، هیچ نشانه ای از پانة در نمی‌توان یافت. بنابر این باید پذیرفت که یک سنگ تراشیده به جای در، این روزن را می پوشانیده است. یعنی پس از ساختن آرامگاه و نهادن کالبدی در آن، روزن را با پاره سنگ مسدود کرده‌اند. در بالای در آرامگاه دو طاقچه کوچک مربع شکل در سنگ کنده اند. وجود چنین روزنه هائی در ایران باستان پیشینه داشته است. از کاووش های تپه سیلک کاشان به خوبی پیداست که در آنجا گورهائی وجود دارد که در دیوار‌های جانبی سوراخ ها و یا روزن هائی دارد که شبیه طاقچه‌های مذکور است.

دومين نوع آرامگاه‌هاي هخامنشي به صورت گور دخمه‌هاي صخره‌اي هستند كه در زمان داريوش اول و جانشينان او ساخته شده‌اند. اين گور دخمه‌ها در دل صخره‌هاي نقش رستم و كوه تخت جمشيد كنده شده‌اند. اين آرامگاه‌ها بر خلاف گور دخمه‌هاي مادي از نظر شكل ظاهري يكسان مي‌باشند. نماي آن‌ها نمايشگر تصويري است كه از سه بخش تشكيل يافته و يكي بر بالاي ديگري حجاري شده اند. ظاهر آنان عموماً شبيه صليب يوناني بوده و بلنديشان از 24 متر تجاوز نمي كند. بخش زيرين اين آرامگاه ها عموماً به صورت متوازي الاضلاع تراشيده شده و هيچگونه تزئين و پاكنده كاري در آن صورت نگرفته است. دو بخش ديگر روي هم رفته نماي بيروني كاخي را نشان مي‌دهند. اين نما در زير رواقي دارد. به عبارت ديگر خط افقي صليب به عنوان يك ايوان ستوندار كنده شده است. در وسط اين ايوان در ورودي دخمه قرار دارد كه در دو طرف آن دو نيم ستون ساخته شده. سر ستون ها به شكل بالا تنه دو گاو هستند كه به هم پشت نموده و كاملاً شبيه ستون هاي تخت جمشيد مي باشند. در كاخ‌ها در وسط اين ستون ها و در فاصله بين دو تنه گاو ها، تير هاي چوبي براي نگهداري سقف قرار مي گرفته كه در اين جا به صورت سنگ تراشيده نمايش داده شده. درها شبيه درهاي كاخ داريوش در تخت جمشيد با گيلوئي مصري مي‌باشد و در حاشيه لبه قرنيز ايوان، نقش هاي كنگره دار باروهاي تخت جمشيد به تصوير كشيده شده است. بر بالاي ايوان يك سكوئي قرار گرفته است. البته بخش عمودي صليب در قسمت بالا به دو بخش تقسيم شده است. در بخش بالائي آن تصاوير كنده كاري شده به چشم مي‌خورد كه شاه روي يك سكوي پله دار ايستاده و با دست چپ كماني را گرفته و انتهاي آن را همانطور كه در نقش برجسته مادي گور دخمه قيزقاپان ديده مي شود بر روي پاي چپ خود نهاده است. شاه دست راست خود را به نشانه احترام به سوي آتشداني كه در آن آتش مي سوزد دراز كرده است. در بخش پائين بيست و هشت مجسمه در در دو رديف يكي بر بالاي ديگري، تخت شاه را با دست‌هاي خود نگاه داشته‌اند. اين‌ها چنانكه در كتيبه بالاي آرامگاه داريوش اول در نقش رستم آمده است، نمايندگان استان هاي گوناگون امپراطوري هخامنشي مي‌باشند. در درون هر يك از آرامگاه‌هاي صخره‌اي دهليز و بعد از آن اطاق ايجاد گرديده و در اطاق ها گورهائي جهت تدفين شاه و افراد خانواده در سنگ تراشيده شده، اما فاقد نقش و نگار و تزئينات مي باشند. پوشش سنگي روي قبر ها به صورت خرپشته تراشيده شده كه از نظر روش معماري، پوشش قبر‌هاي سيلك «ب» را به خاطر مي آورد و قابل مقايسه با آن ها مي‌باشد. در نقش رستم آرامگاه داريوش اول، خشايارشا، اردشير اول، داريوش دوم و در تخت جمشيد آرامگاه اردشير دوم، اردشير سوم و قبر ناتمام داريوش سوم قرار دارد. اگر چه همه اين آرامگاه ها از نظر معماري و نقوش تقريباً يكسان مي باشند، اما داراي تفاوت هاي جزئي نيز هستند. بنابر اين به عنوان نمونه آرامگاه داريوش اول در نقش رستم را باختصار مورد بررسي قرار مي دهيم.

آرامگاه داريوش اول:
از چهار آرامگاه هخامنشي در نقش رستم، تنها آرامگاه داريوش داراي كتيبه مي باشد، كه شامل دو سنگ نبشته مفصل و چند سنگ نبشته كوتاهتر به خط ميخي و به سه زبان پارسي، ايلامي و بابلي مي باشد. (تصوير شماره 5) همانطور كه قبلاً اشاره شد، نماي خارجي و طرز ساختمان آرامگاه هاي نقش رستم و تخت جمشيد يكسان بوده و عبارت از يك مجلس حجاري به پهناي 12 متر و بلندي 6 متر كه شاه هخامنشي را بر اورنگ شاهي در حالي كه دست راست خود را به حال نيايش بلند كرده و در دست ديگرش كماني گرفته نشان مي دهد. اريكه شاه بر فراز دست 28 تن نمايندگان كشورهاي تابعه در دو رديف قرار گرفته. اين نمايندگان هم در نوشته پيشاني آرامگاه و هم در بالاي سرشان معرفي گرديده اند. در قسمت پائين نماي آرامگاه تصوير ايوان كاخ شاهي نمايانده شده است، كه سقف آن بر چهار ستون قرار گرفته و دري در وسط دارد، كه در ورودي آرامگاه را تشكيل مي دهد و اطراف اين در را رديفي از گل ها 12 برگ و بالاي ستون ها را رديف شير هاي ايستاده مزين ساخته است. جامه و اندام داريوش عيناً به شكل همان نقش هاي برجسته اي است كه در درگاه هاي بناي تخت جمشيد حجاري شده. دسته تخت سلطنتي را چهار سر شير تشكيل داده و در دو رديف پايه تخت دو سرباز خوزستاني پاس مي دهند. در دو طرف تخت شاهي و خارج از متن سه رديف سرباز رديف سه نفر، دو نفر پارسي و يك مادي نقش گرديده است. كنار نيزه داريوش شخصي در كنار اورنگ شاهي قرار گرفته و به سه زبان نام او به خط ميخي نوشته شده «گتو بروو» GAUBARUVA او از شخصيت هاي ممتاز عهد هخامنشي شمره مي شد كه دخترش يكي از همسران داريوش بود. كمانداري كه در اين نقش تبر جنگي داريوش را نگاه داشته به نام «اسپي چاما» در نوشته به خط ميخي معرفي شده است. درون آرامگاه جاي نُه قبر خزينه مانند در سه رديف و راهرو درازي به طول 70/18 متر و پهناي 15/2 متر مي باشد. در مورد تعداد قبر ها كه غير از جاي جسد داريوش جاي هشت جسد ديگر دارد، مي توان حدس زد كه مربوط به ملكه و مادر و ساير همسران و فرزندان او بوده، هر كدام از اين نه قبر داراي حجمي به ابعاد 1در 92/1 سانتيمتر است، كه پس از دفن اجساد سنگ بزرگ محدّبي به قطر 25 سانتيمتر و كمي پهن تر از دهانه قبر بر روي آن قرار داده بودند. براي حفظ اجساد از سرايت آب و ترشحات آن به درون قبرها، دور تا دور سنگ هاي قبر مجرايي تراشيده بودند كه تراوشات آب را به خارج بريزد. نكته ديگر آن كه تنها آرامگاه هخامنشي كه در تخت جمشيد داراي كتيبه است، آرامگاه اردشير سوم مي باشد.


خروش ایران در ماه خدا با شعار «مرگ بر اسرائیل»/ قدس با همین مشت‌های گره کرده، آزاد خواهد شد

خروش ایران در ماه خدا با شعار «مرگ بر اسرائیل»/ قدس با همین مشت‌های گره کرده، آزاد خواهد شد

آبی که روح‌الله کبیر در لانه مورچگان ریخت، از همان ابتدا رعشه بر اندام صهیونیست‌ها انداخت؛ صهیونیست‌هایی که با «کمپ دیوید» و خیانت برخی از سران کشورهای عربی، آرام آرام در حال محکم کردن جای پای خود در سرزمین فلسطینیان مظلوم بودند اما ناگهان مردی را از ایران در برابر خود دیدند که تمام رویاهای آنان را به کابوس تبدیل کرد؛ کابوسی که با رحلت امام خمینی(ره) هم نه تنها کمرنگ نشد بلکه هر روز بیشتر از قبل در قلب آزادگان جهان ریشه دوانید.

به گزارش رجانیوز به نقل از ایسنا، مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس جمعه یازدهم مرداد (مصادف با ۲۴ رمضان‌المبارک) در تهران همزمان با سراسر میهن اسلامی از ساعت ۱۰: ۳۰ صبح به سمت میعادگاه‌های نماز جمعه آغاز شد.

امت مؤمن و روزه‌دار ایران اسلامی در سراسر کشور با حضور گسترده و انقلابی خود در مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس هم‌گام و هم‌صدا با سایر مسلمانان جهان و مردم مظلوم فلسطین اشغالی بار دیگر بانگ «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسراییل» را فریاد زدند و در لبیکی به ندای ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی)، با آرمان‌های حضرت امام خمینی رحمةالله علیه، که‌‌ همان آزادی قبله اول مسلمین است، تجدید میثاق کردند.

مردم تهران با حضور در مسیرهای اعلام شده، شعارهایی نظیر «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر»، «حزب‌الله پیروز است آمریکا نابود است»، «مرگ بر منافق»، «فلسطین پیروز است، اسراییل نابود است»، «ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده»، «این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده»، «ما با ولایت زنده‌ایم»، «ملت ما بیدار است، از منافق بیزار است»، «رهبر اگر فرمان دهد، جان را نثارش می‌کنیم»، «حسین حسین شعار ماست»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست»، «عزت و سربلندی در سایه اسلام است، تفرقه و اختلاف پیروی از شیطان است»، «شعار ملت ما مرگ بر آمریکا، شعار رهبر ما مرگ بر آمریکا»، «نصر من الله و فتح القریب»، «سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن»، «جهاد کن مسلمان، قیام کن مسلمان، بیت‌المقدست را آزاد کن مسلمان»، «ما فداییان رهبریم ما ذوالفقار خیبریم»، «ما اهل کوفه نیستیم، بی‌تفاوت نمی‌ایستیم»، سر دادند.

بسیاری از مردم هنگام دیدن مسوولان به سراغ آن‌ها رفته و از مشکلاتشان با آنان سخن می‌گفتند.

حجت‌الاسلام و المسلمین علی فلاحیان، عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به سوال یکی از راهپیمایان درباره حضور مجدد سران فتنه در عرصه سیاسی کشور گفت: بعداز سخنان رهبری و اجازه ایشان برای حضور برخی از سران نظام در صحنه سیاسی ما نباید حرفی بزنیم و تفرقه بیاندازیم بلکه باید تابع سخنان رهبر باشیم.

سیاسیون، ‌ ورزشکاران و هنرمندان هم در کنار مردم شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل سر می‌دادند.

راهپیمایان پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود: «قدس باید آزاد گردد»، «فلسطین باید آزاد گردد»، «لبیک یا خامنه‌ای»، ‌ «القدس لنا»، «بهای گلوله دشمنان خود را نپردازیم»، «روز قدس روز اسلام است»، «سهم ما در نابودی اسراییل هر کدام یک سد راه است».

تعدادی از راهپیمایان پلاکاردهایی در دست داشتند که گزیده‌هایی از سخنان امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و سید حسن نصرالله درباره فلسطین و قدس بر روی آن‌ها نوشته شده بود.

راهپیمایان هم‌چنین عکس‌هایی از امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، سید حسن نصرالله، چهار دیپلمات در بند رژیم صهیونیستی را به همراه تصاویری از مسجد الاقصی و کودکان فلسطینی در دست داشتند.

عده‌ای از راهپیمایان نیز دو مترسک به نماد آمریکا و رژیم صهیونیستی را در جلوی در اصلی دانشگاه تهران به آتش کشیدند.

یک دیوار پیش‌ساخته در چهار راه ولیعصر نصب شده بود که مردم نظراتشان را در خصوص فلسطین بر روی آن می‌نوشتند.

در ضلع شمال شرقی میدان انقلاب غرفه‌های فرهنگی برپا شده بود که در برخی از این غرفه‌ها توسط طلبه‌های جوان مشاوره ازدواج و جوانان ارائه و در دیگر غرفه‌ها نیز تست قند خون از متقاضیان انجام می‌شد.

صندوق‌هایی جهت کمک به ایتام از طرف کمیته امداد امام خمینی (ره) و هم‌چنین صندوق‌هایی جهت کمک به مردم فلسطین توسط نشریه سراسری عبرت‌های عاشورایی و کمیته امداد امام خمینی در سراسر مسیرهای راهپیمایی دیده می‌شد.

مقامات کشورمان نیز هم‌پای مردم در این راه‌پیمایی شرکت کردند. حسن روحانی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، محمود احمدی‌نژاد، آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه، محمدرضا عارف، علی اکبر ولایتی، آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، حجت‌الاسلام والمسلمین علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات، آیت‌الله سیداحمد خاتمی عضو هیات رییسه مجلس خبرگان رهبری، عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران، سردار احمد وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، مصطفی محمد نجار وزیر کشور، رمضان شریف رییس ستاد انتفاضه و قدس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، علی مطهری، محمدرضا باهنر، غلامرضا مصباحی مقدم نمایندگان مجلس، مرتضی تمدن استاندار تهران و… در راهپیمایی امسال حضور داشتند.

جمعی از راهپیمایان تهرانی در حوالی چهارراه ولیعصر تهران با در دست داشتن نوشته‌هایی با مضمون توهین به ساحت پیامبر را محکوم می‌کنیم، مقابل توهین‌کنندگان به یاران پیامبر می‌ایستیم و سر دادن شعارهایی با این مضمون انزجار خود از توهین به ساحت صحابه پیامبر اسلام را اعلام کردند.

مراسم راهپیمایی روز قدس با قرائت قطعنامه‌ای پایان یافت.

متن قطعنامه راهپیمایی سراسری روز جهانی قدس سال ۱۳۹۲ به این شرح است:

 «بسم‌الله الرحمن الرحیم

سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر (سوره اسرا آیه۱)

حمد و سپاس بیکران خداوند سبحان قادر متعال را که به ما توفیق داد با درک ماه مبارک رمضان و لیالی قدر به یمن میراث ارجمند و تاریخ‌ساز حضرت امام خمینی (ره) قطره‌ای از اقیانوس خروشان و توفنده امت بزرگ اسلام و خیل انسان‌های آزاده و حق طلب جهان گردیم و با حضور حماسی و باشکوه در‌ آزمون سترگ «روز جهانی قدس» نمایش دشمن‌شکن و خیره‌کننده‌ای از اراده پولادین خود در حمایت از آرمان قدس شریف و انتفاضه ملت مظلوم فلسطین را رقم زده و با مشت‌های گره کرده بار دیگر نابودی رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیستی و بیزاری از جبهه استکبار و حامیان صهیونیسم بین‌الملل را فریاد زنیم.

اکنون با گذشت ۳۴ سال از ابتکار معجزه‌گون و راهبردی معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) و راهبری حکیمانه و تداوم مدبرانه آن توسط خلف صالح ایشان مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، آرمان آزادی قدس و حمایت از ملت مظلوم فلسطین، فرا‌تر از جغرافیای جهان اسلام، ملل و جوامع آزادیخواه و حق‌طلب در اقصی نقاط عالم و حتی در قلب اروپا و آمریکا را با خود همراه و هم‌صدا کرده و رویای تسلط از نیل تا فرات و تحقق خاورمیانه بزرگ رنگ باخته است و زرادخانه رسانه‌یی غرب و اتاق‌های فکر وابسته به صهیونیسم و نظام سلطه، با وجود تلاش سردمداران جنگ افروز و فتنه‌گر خود، تماشاگر عظمت و اقتدار روز افزون جبهه مقاومت اسلامی و ضدصهیونیستی و عبور هوشمندانه آن از پیچ تاریخی و حصول آمادگی برای بازیگری درساختار آتی جهان شده‌اند، ‌ ما ملت روزه‌دار ایران اسلامی که با تضرع به درگاه خداوند متعال و امید به عنایات خاصه حضرت ولی‌الله الاعظم امام زمان (عج) و الهام از آموزه‌های جاودان بنیانگذار جمهوری اسلامی و لبیک به ندای وحدت بخش و اقتدار آفرین ولی امر مسلمین و مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای (مدظله العالی) در این راهپیمایی پرشور و دشمن‌شکن حضور یافته‌ایم‌، با تاکید به اینکه «روز قدس روز اسلام و فریاد بیداری اسلامی و نماد وحدت و اراده ملت اسلامی در حمایت از آرمان قدس و فلسطین» و عرصه‌ای برای «نمایش عمق استراتژیک و دامنه نفوذ مکتب مقاومت و گفتمان انقلاب اسلامی در پهنه گیتی» است، ‌ با بانگ رسای تکبیر، مواضع خود را به جهانیان اعلام می‌کنیم:

۱- ما ملت روزه‌دار وانقلابی ایران، آزادی بیت‌المقدس- قبله نخستین مسلمانان- و رهایی ملت مظلوم و بی‌دفاع فلسطین را آرمان مسلم انقلاب اسلامی و راهبرد سرنوشت‌ساز حضرت امام راحل (ره) و خلف صالح و حکیم ایشان مقام عظمای ولایت و رهبری (مدظله العالی) برای جهان اسلام دانسته و رمز تحقق آن را وحدت و یکپارچگی آحاد مسلمین و حمایت و پشتیبانی همه جانبه وفراگیر از مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی و انتفاضه فلسطین می‌دانیم. و در عرصه ایجاد جهاد خطیر و مسیر الهی، حتی برای لحظه‌ای درنگ خواهیم کرد.

۲- ما ملت مقاومت و استکبار ستیز ایران، آرمان آزادی قدس شریف و حمایت همه جانبه از مقاومت اسلامی در سرزمین‌های اشغالی و نیز سوریه و لبنان و تلاش برای محو غده سرطانی اسراییل را هم‌چنان اولویت اول جهان اسلام دانسته و با محکومیت شدید جنایات تروریستی در منطقه و اقداماتی که در راستای انحراف توجه امت اسلامی از موضوع فلسطین و احیا روند روبه زوال مذاکرات سازش با ترفند طرح‌های اقتصادی آمریکا صورت می‌پذیرد. به جهانیان اعلام می‌داریم تنها راه حل مساله فلسطین انحلال رژیم غاصب صهیونیستی، بازگشت فلسطینیان به سرزمین آباء و اجدادیشان و برگزاری یک انتخابات سالم آزاد و فراگیر برای تعیین سرنوشت این کشور مسلمان و مظلوم است.

۳- ما ملت مسلمان و روزه‌دار ایران، تلاش‌های رژیم صهیونیستی در راستای نابودی هویت ملی و تاریخی فلسطین و یهودی‌سازی سرزمین‌های اشغالی و معرفی بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت دولت جعلی صهیونیستی، که متاسفانه در سکوت و بی‌توجهی محض مجامع مدعی حقوق ملت‌ها و نیز برخی دولت‌های عربی- اسلامی منطقه پی‌گیری می‌شود را به شدت محکوم و از سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و منطقه‌یی می‌خواهیم با اتخاذ مواضع قاطع و عملی مانع اجرای این توطئه خطرناک شوند.

۴- ما ملت یکپارچه و متحد ایران، تحولات و حوادث جاری در کشور اسلامی مصر را قطعه‌ای از نقشه شوم و شیطانی نظام سلطه و استکبار- به‌ویژه آمریکای جنایتکار- در راستای امنیت‌سازی برای رژیم صهیونیستی و تضعیف جبهه مقاومت اسلامی و تهدید روند بیداری اسلامی دانسته و از ملت مسلمان و انقلابی مصر به ویژه علما، جریان‌ها و شخصیت‌های مرجع و تاثیرگذار سیاسی و مذهبی این کشور می‌خواهیم با هوشمندی و هوشیاری مراقب دسیسه‌های قدرت سلطه‌گر بوده و با جبران اشتباهات پس از پیروزی انقلاب و حرکت به سوی آرمان بلند آن، امکان هرگونه دخالت قدرت‌های بیگانه و استکباری در امور داخلی کشورشان را سلب کنند.

۵- ما ملت روزه‌دار و انقلابی ایران، جنگ‌افروزی و جنایات تروریستی در سوریه را طرح مشترک نظام سلطه و ارتجاع عرب برای شکستن سنگرهای مقدم مقاومت اسلامی و جبهه ضدصهیونیستی در جهان اسلام دانسته و با تاکید بر اینکه این توطئه خطرناک به شکست قطعی نزدیک شده است، ‌ به آمریکا، ارتجاع عرب و دیگر حامیان تروریست‌های اجاره‌یی، سلفی و تکفیری اعلام می‌کنیم تنها راه برون رفت سوریه از اوضاع دردناک فعلی، دخالت نکردن بیگانگان و پایان بخشیدن به تجهیز تروریست‌ها توسط قدرت‌های سلطه‌گر و اطمینان به اراده و ظرفیت‌های دولت و ملت سوریه برای اصلاحات و بهبود وضعیت این کشور بوده و گزینهٔ دخالت نظامی افتادن در باتلاقی است که متجاوزان گریز و نجاتی از آن نخواهند داشت.

۶- ما ملت مقاومت و بیدار ایران، اقدام مضحک اتحادیه اروپا در قرار دادن نام شاخه نظامی حزب‌الله قهرمان و سرفراز لبنان در فهرست گروه‌های تروریستی را محکوم و آن را نشانه رویکرد منتاقض غرب دغل‌باز به مقوله تروریسم و جابه‌جایی ظالمانه مدافعان حقوق انسان‌ها با تروریست‌های اسراییلی، سلفی و تفکیری و سند رسوایی اروپای مدعی دفاع از حقوق ملت‌ها می‌دانیم.

۷- ما ملت مسلمان و مجاهد ایران اسلامی‌، ‌ با ستایش موفقیت‌های افتخارآمیز جبهه مقاومت و ره‌آوردهای فرهنگ و تفکر جهادی علیه صهیونیسم بین‌الملل بر ضرورت هوشیاری بیشتر امت اسلامی برابر توطئه‌ دشمنان اسلام در به انحراف کشیدن بیداری اسلامی، ‌ شکستن مقاومت ضداستکباری و ضدصهیونیستی، توسعه اقدامات تفرقه افکنانه بین شیعه و سنی و حمایت مزورانه از فرقه‌های وهابی، سلفی و تفکیری در جهان اسلام تاکید می‌کنیم.

۸- ما ملت انقلابی و روزه‌دار ایران ضمن حمایت از انقلاب‌های مردمی ملت‌های منطقه اقدامات وحشیانه علیه مردم عراق، پاکستان، افغانستان و نیز جنایات آل‌خلیفه و آل سعود علیه شیعیان مظلوم بحرین را به شدت محکوم کرده و آن را دام شیطان بزرگ و سناریوی دشمنان اسلام برای تامین اهداف و منافع نامشروعشان می‌دانیم.

۹- ما ملت مسلمان و مقاوم ایران، با تاکید بر لزوم رعایت حقوق انسان‌ها و صیانت از کرامت آنان توسط دولت‌ها و زمامداران کشور‌ها، تبرئه قاتل نوجوان سیاه‌پوست در آمریکا را مظهر نژادپرستی و روحیه تبعیض و بی‌عدالتی نزد سردمداران این کشور مدعی حقوق بشر دانسته و با محکومیت این اقدام سخیف از دولتمردان آمریکا می‌خواهیم با پرهیز از شعارهای پرطمطراق و ادعاهای اغواکننده به گرایشات نژادپرستانه و رنج و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه آمریکایی پایان بخشیده و با محترم شمردن قانون اساسی ایالات متحده آمریکا از تداوم تحقیر، تبعیض و ستم به رنگین پوستان جلوگیری نمایند.

۱۰- ما ملت مسلمان و ولایت‌مدار ایران، این حضور حماسی و ده‌ها میلیونی را حلقه مکمل حماسه سیاسی ۲۴ خردادماه در عرصه بین‌المللی و فرصتی بسیار ارزشمند برای ابلاغ پیام قاطع و شفاف نظام اسلامی به دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌یی دانسته و به آنان به‌ویژه آمریکای جنایتکار و خبیث که نماد ظلم، جنایت، خیانت، جنگ افروزی و مولد تروریسم دولتی است و نیز رژیم مفلوک و منفور صهیونیستی هشدار می‌دهیم ایران اسلامی هیچ‌گاه از حقوق مسلم خود در عرصه‌های مختلف چشم‌پوشی نکرده و در کنار نیروهای مسلح مقتدر و سلحشور، هرگونه تهدید و تعدی علیه تمامیت ارضی و منافع و امنیت ملی کشور را تحت فرامین مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا (مدظله العالی) فرا‌تر از جغرافیای منطقه با پاسخ سخت، قاطع و پشیمان‌کننده‌ای مواجه خواهیم ساخت.»

 
در پایان مراسم راهپیمایی تهران، محمود احمدی‌نژاد به عنوان سخنران پیش از خطبه‌ها و آیت‌الله سید‌احمد خاتمی نیز به عنوان خطیب نماز جمعه تهران به ایراد سخنرانی پرداختند و نماز جمعه نیز اقامه شد.
ایسنا

مرگ براسراییل

Copy-of-death-to-israel-razmju.com_

جشنی که در آن نیم‌میلیون ایرانی قتل‌عام شدند! + تصاویر

جشنی که در آن نیم‌میلیون ایرانی قتل‌عام شدند! + تصاویر

این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
 جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.




نتانیاهو در جشن پوریم – ۱۹۹۹

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو “وشتی” را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌کند و او را به دست جلاد می سپارد.

یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می‌کردند و این استنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر کند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: “مردخای” که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان قرار گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.

یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌کنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.

 


استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد


فاحشه‌گری حلال در یهودیت

در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه پوریم و استر، اعلام کرد جاسوسان زن سازمان موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که استر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد.
 این مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات کشورهای دیگر به شمار می رود که با استفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می کنند.

شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌کند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.

 

ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه

در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد

نقاش: ژان ویکتور (قرن ۱۷)

یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته آنان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه کرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از ۷۷  هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا ۵۰۰ هزار نفر نیز عنوان شده است.

از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان “عید یهودیان” زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و … گرامی می دارند.

عید پوریم ۲۰۱۲

تل آویو  – بیت المقدس

اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.

واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان قرار می دهد و  از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.

 مردخای و استر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن ۱۷)

با ورود “استر” دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می کنند.

وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد

نقاش: ادوین لانگ (قرن ۱۹)

توطئه استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و  آنها حکم قتل هر ۱۰ پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی ۱۰ پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و ۱۰ پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این ۱۰ پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.

کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند. در ۱۲۷ استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از ۷۷ هزار ایرانی – و به روایتی دیگر ۵۰۰ هزار نفر - کشته می شوند.

در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار ۸۰ هزار ایرانی اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا ۵۰۰ هزار نفر ذکر کرده اند.

در آن زمان ایران نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب ۵۰۰ هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.

حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال آن ها

کشتار و غارت اموال از آموزه های استر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد

 یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند…!!

آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

گفته می شود این کشتار در روزهای ۱۳ و ۱۴ ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز ۱۳ فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

* (در تقویم یهودیان دو ماه آدار اول و دوم در تقویم عبری وجود دارد که ماه آدار دوم آن مصادف با اسفند ماه و فروردین ماه خورشیدی است.)

پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و استر – دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود – نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.

مقبره استر و مردخای یهودی در همدان

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و “قرعه” ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان آن ها.

پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.

پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.

اوج این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.

خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می کنند. معمولا  افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.

در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است:

“در روز پوریم هر فرد – یهودی – مکلف است به حدی – شراب – بنوشد که تفاوت میان “نفرین بر هامان” و “درود بر مردخای” را تشخیص ندهد.”

 Megillah (7b): Rava said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between “cursed be Haman” and “blessed be Mordechai”



 کودکان اسرائیلی در جشن پوریم ۲۰۱۲ – بیت المقدس


خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان

از دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل است. در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها – آدم خوارها – اعضای مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می گیرند.

برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار است در ادامه است.

 نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز است.



پوریم در لس آنجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان

متاسفانه ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن آن تا کنون بیش از هرچیز توهین به ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند.

کنیسه “نصح”، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود ۲۰ هزار نفری در لس آنجلس را تشکیل می دهند. کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی، غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می نشینند.

ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس آنجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند

لینک اعلام برگزاری جشن پوریم ۲۰۱۲ در کنیسه نصح

http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884

“هامان سوزان” و شیرینی “گوش هامان”؛ نمادهای درنده خویی قوم یهود

از دیگر مراسمی که یهودیان در این روز برگزار می کنند، مراسم “هامان سوزان” است. آن ها هامان – و ده پسرش – را نماد دشمنان قوم یهود دانسته و بطور سمبلیک در مراسمی، نمادی و یادبودی از هامان، وزیر الوزاری خشایارشاه را در آتش می سوزانند.

همچنین یهودیان با پختن شیرینی به نام “گوش هامان”، بر دار کردن وزیر ایرانی را جشن می گیرند.

خمیر این شرینی سه گوش از بذر خشخاش است و میان این شیرینی با آلو یا مربا پر شده است. این شیرینی بیشتر توسط یهودیان اشکنازی درست می شود، البته تعدادی از کلیمیان ایران هم به این شرینی علاقه مند هستند. اسم این شرینی گوش هامان است. یهودیان در جشن قتل عام ایرانیان، این شرینی ها را می خورند و همراه خوردن این شرینی شعری اهانت آمیز نسبت به ایرانیان و وزیرالوزاری ایرانی خوانده می شود.

شیرینی معروف به “گوش هامان”


پوریم در ایران

در داخل ایران نیز، اقلیت های یهودی که همواره مورد لطف و میزبانی ایران بوده اند، در این روز روزه گرفته و با پختن غذا و خیرات و برگزاری محدود جشن، عید پوریم را جشن می گیرند.

مقبره استر و مردخای در همدان از جمله مکان هاییست که یهودیان آن را عبادتگاه و زیارتگاه خوانده و مدت ها جشن های خود را در آن برگزار می کردند که با اعتراض مردم به اهانت آمیز بودن این جشن ها برای ایرانیان و برگزاری تجمعاتی در برابر مقبره استر و مردخای، همراه بوده است.

مقبره استر و مردخای دومین مکان مقدس یهودیان جهان که پس از اعتراض مردم همدان، نام “زیارتگاه” آن حذف شد

مقبره استر و مردخای، به ادعای یهودیان، پس از غصب مسجد الاقصی، دومین مکان مقدس این قوم به شمار می رود.

نتانیاهو مردم ایران را به پوریمی دوباره وعده داد

اما به جز مقدس بودن این روز برای یهودیان، با ظهور پدیده منحوس صهیونیسم، پوریم وجهی سیاسی نیز به خود گرفته و سران رژیم صهیونیستی گاه با اشاراتی به آن واقعه، تلویحا ایران و ایرانیان را به تکرار کشتاری مشابه تهدید می کنند.


در روزهای پایانی سال ۱۳۹۰ اتفاقی جالب در عرصه سیاست رخ داد. در ۷ مارس، نتانیاهو در دیدار با اوباما نسخه‌ای از کتاب اِستِر (Esther) را به او هدیه داد.  کتاب استر (מגילת אסתר) یکی از بخش‌های عهد عتیق یا همان تورات است و از دیدگاه تاریخی این هدیه بسیار پرمعناست.

خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی نقل می‌کند: نتانیاهو به باراک اوباما گفته است: «آن‌ها (ایرانی‌ها)، آن زمان هم می‌خواستند ما را نابود کنند.» یکی از قسمت‌های این کتاب می‌گوید: «… و یهودیان تمام دشمنان را با تیغ شمشیر و کشتار و نابودی درهم کوبیدند و آنچه را انجام دادند که دشمنان‌شان با آنان می‌کردند.» به گزارش رویترز، نتانیاهو با این هدیه، تلویحاً ایران را به نازی ها تشبیه نموده که طی مدعی هستند در جنگ جهانی دوم ۶ میلیون یهودی را کشته اند.

یکی از رمزهای پوریم، پس از پایان جنگ جهانی دوم نمایان شد. و همچنان سکوت ایرانیان و مقامات ایرانی، برگزاری جشن های پوریم – حتی در ایران – و رقص و پایکوبی صهیونیست ها بر خون ایرانیان ادامه دارد. هولوکاستی حقیقی که در سایه هیاهوی هولوکاست ساختگی صهیونیست ها نه تنها نادیده گرفته شده، بلکه به شکرانه این کشتار، هرساله جشن برپا می شود و تهدید ها تکرار می شوند.

۲۵۰۰ سال تهدید و کشتار؛ رمز پوریم

بسیاری از اعمال و سیاست های صهیونیست ها پس از ۲۵۰۰ سال از واقعه پوریم، همچنان حاوی نمادهایی از این کشتار بوده و یادآور روزی است که از هر ۱۱ ایرانی، یک نفر به دست قوم یهود کشته می شود.

ایهود اولمرت در جمع کودکانی که پوریم را جشن گرفته اند
تهدیدهای مقامات اسرائیل، اهدای کتاب استر به اوباما در هنگام مذاکره در مورد ایران، تهدید به حمله به ایران به بهانه اینکه ایران قصد دستیابی به سلاح کشتار جمعی و نابودی اسرائیل را دارد و این توهم که کشورهای اسلامی تلاش می کنند با دستیابی به سلاح کشتار جمعی یهودیان را نابود کنند…اینها همگی یادآور توطئه های مردخای و زمزمه های استر با خشایارشاه در مورد ایرانیان و دشمنان آن زمان یهودیان بود که در نهایت به هولوکاست ده ها هزار نفری تبدیل شد.

مقایسه رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و استفاده از هولوکاستی جعلی که مدعی هستند ۶ میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان است. آن جا که اجازه سخن گفتن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر است.

منابع و مآخذ:

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

 

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

                                  مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی

                                  بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی

بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی

                                  چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی

به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی

                                  در خیبر است برکن که علی مرتضایی

بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان

                                  بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی

چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش

                                  چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی

بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان

                                  که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی

تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی

                                   تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی

تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی

                                   سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی

تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی

                                   بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی

چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد

                                   که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی

تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین

                                   اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی

تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا

                                   تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی

چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید

                                   چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی

مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر

                                   ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی

به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد

                                   که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم آشنایی

تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی

                                    تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی

ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری

                                    ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی

شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی

                                    بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

 

حضرت مولانا

هیچ مگو

هیچ مگو

من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو

                                  پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

                                  ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو    

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

                                  آمدم، نعره مزن، جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

                                  گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

                                  سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

قمری، جان صفتی در ره دل پیدا شد

                                  در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو

گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد    

                                  که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است

                                  گفت این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

                                  گفت می باش چنین، زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و خیال

                                  خیز ازین خانه برو رخت ببر هیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

                                  گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

 

حضرت مولانا

بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

 
 

بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

                                 خوشتر از جان چه بود از سر آن برخیزد

بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد

                                 از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد

بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار

                                 تا ز گلزار و چمن رسم خزان برخیزد

پشت افلاک خمیدست از این بار گران

                                 ای سبک روح ز تو بار گران برخیزد

من چو از تیر توام بال و پری بخش مرا

                                 خوش پرد تیر زمانی که کمان برخیزد

رمه خفتست همی‌گردد گرگ از چپ و راست

                                 سگ ما بانگ برآرد که شبان برخیزد

من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم

                                 چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد

هین خمش دل پنهانست کجا زیر زبان

                                 آشکارا شود این دل چو زبان برخیزد

این مجابات مجیر است در آن قطعه که گفت

                                 بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

 

حضرت مولانا

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

 

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

                                       ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

                                       جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

                                       آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

                                       پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

                                       وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

 

حضرت مولانا


بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی‌شود
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی‌شود

                                     داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

                                     گوش طرب به دست تو بی تو بسر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند

                                     عقل خروش می‌کند بی تو بسر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

                                     خواب من و قرار من بی تو بسر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی

                                     آب زلال من تویی بی تو بسر نمی‌شود

گاه سوی جفا روی گاه سوی وفا روی

                                     آن منی کجا روی بی تو بسر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی

                                     این همه خود تو می‌کنی بی تو بسر نمی‌شود

بی تو اگر بسر شدی زیر جهان زبر شدی

                                     باغ ارم سقر شدی بی تو بسر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم

                                     سر ز غم تو چون کشم بی تو بسر نمی‌شود

حضرت مولانا

بهترین اشعار برای تو که نیستی


به شانه هایم زدی تا تنهاییم را تکانده باشی. به چه دل خوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

                              به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو

داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات

                              آن زمانی که درآییم به بستان من و تو

اختران فلک آیند به نظّاره ما

                              مه خود را بنماییم بدیشان من و تو  

من و تو، بی من‌و‌تو، جمع شویم از سر ذوق

                              خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو

طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند

                              در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو

این عجبتر که من و تو به یکی کنج این جا

                              هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو!

به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر

                              در بهشت ابدی و شکرستان من و تو

 

حضرت مولانا

: گلچین اشعار مولانا

لطف سالوس جهان خوش لقمه ایست
کمترش خور کان پر آتش لقمه ایست
آتشش پنهان و دودش آشکار
دود او ظاهر شود پایان کار

گلچین اشعار مولانا

 
مولانا جلال الدين محمد بلخي ؛ رومي؛ فرزند بهاالدين الولد سطان العلماء در ششم ربيع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسيده بود كه پدر او به علت رنجشي كه از سلطان محمد خوارزمشاه پيدا كرده بود شهر و ديار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زيارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نيشابور به زيارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدين « را ستايش كرد . وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هديه داد.
پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصريه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پايان عمر به شهر قونيه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق ميپرداخت.
جلال الدين محمد پس از وي در حالي كه بيش از24 سال از عمرش نمي گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت . در اين هنگام برهان الدين محقق ترمذي كه از تربيت يافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ويراني آن سرزمين به قونيه آمد و مولانا او را چون مراد و پيري راه دان برگزيد و پس از فوت اين دانا مدت 5 سال در مدرسه پر خود به تدريس فقه و ساير علوم دين مشغول شد . تا آنكه در سال 642 هجري به شمس تبريزي برخورد .
شمس و افادات معنوي او در مولانا سخت اثر كرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردي زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضيح اصول و فروع دين مبين مشغول بود . ولي پس از آشنايي با اين مرد كامل ترك مجالس وعظ وسخنراني را ترك گفت ودر جمله صوفيان صافي واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعري پرداخت واين همه آثار بديع از خود به يادگار گذاشت .
شمس بيش از سه سال در قونيه نماند وبه عللي كه به تفضيل در شرح احوال مولانا بايد ديد . شبي در سال 645 ترك قونيه گفت وناپديد شد . مولانا در فراغ او روز گار ي بس ناروا گذراند وچون از وي نا اميد شد دل به وپس از او به حسام الدين چلپي سپرد و به در خواست او به سرودن اشعار مثنوي معنوي مشغول شد. و اشعار اين كتاب را به حسام الدين عرضه ميكرد, تا اينكه سر انجام در اوايل سال 672 هجري به ديدار يار شتافت. مولانا در زماني مي زيست كه دوران اوج ترقي و درخشش تصوف در ايران بود. در طي سه قرن پيش از روزگار زندگي او, درباره اقسام علوم ادبي , فلسفي , ديني و غيره به همت دانشمندان و شاعران و نويسندگان نام آور ايراني مطالعات عميق انجام گرفته وآثار گرانبهايي پديد آمده بود.
شعر فارسي در دوره هاي پيش از مولانا با طلوع امثال رودكي , عنصري , ناصر خسرو , مسعود سعد , خيام ,انوري ,نظامي ,خاقاني راه درازي سپرده ودر قرن هفتم هجري كه زمان زندگاني مولوي است , به كمال خود رسيده بود. شعر عرفاني هم در همين دوره به پيشرفت هاي بزرگ نائل آمده و بدست عرفاي مشهوري همچون سنايي , عطار و ديگران آثار با ارزشي مانندحديقه , منطق الطير , مصيبت نامه , اسرار نامه و غيره پديد آمده بود.
مولوي را نمي توان نماينده دانشي ويژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بناميم يا فيلسوف يا مورخ يا عالم دين, در اين كار به راه صواب نرفته ايم . زيرا با اينكه از بيشتر اين علوم بهره وافي داشته و گاه حتي در مقام استادي معجزه گر در نوسازي و تكميل اغلب آنها در جامعه شعرگامهاي اساسي برداشته , اما به تنهايي هيچ يك از اينها نيست, زيرا روح متعاليو ذوق سرشار, بينش ژرف موجب شده تادر هيچ غالبي متداول نگنجد.
شهرت بي مانند مولوي بعنوان چهره اي درخشان و برجسته در تاريخ مشاهيرعلم و ادب جهان بدان سبب است كه وي گذشته از وقوف كامل به علوم وفنون گوناگون, عارفي است دل اگاه, شاعري است درد شناس, پر شور وبي پروا و انديشه وري است پويا كه ادميان را از طريق خوار شمردن تمام پديده هاي عيني و ذهني اين جهان, همچون: علوم ظاهري , لذايذ زود گذر جسماني, مقامات و تعلقات دنيوي , تعصبات نژادي, ديني و ملي, به جستجوي كمال و ارام و قرار فرا مي خواند. آنچه مولانا ميخواهد تجلي خلق و خوي انساني در وجود آدميان است كه با تزكيه درون و معرفت حق و خدمت به خلق و عشق و محبت و ايثا و شوق به زندگي و ترك صفات ناستوده به حاصل مي آيد.
هنر بزرگ او بحث و برسي هاي دلنشين و جاودانه اي است كه به دنبال داستان ها پيش مي آورد و انديشه هاي درخشان عرفاني و فلسفي خود را در قالب آنها قرار ميدهد. داستان بهانه اي است تا بهتر بتواند در پي حوادثي كه در قصه وصف شده ، مقاصد عالي خود را بيان دارد.
در تعريف تصوف سخنان بسيار آمده است. از ( ابو سعيد ابو الخير ) پرسيدند كه صوفي كيست؟ گفت: آنكه هر چه كند به پسند حق كند و هر چه حق كند او بپسندد. صوفيان ترك اوصاف و بي اعتنايي به جسم و تن را واجب مي شمارند و دور ساختن صفات نكوهيده را آغاز زندگي نو وتولدي ديگر به شمار مي آورند.

چکيده مطالب:
نام: جلال الدين محمد بلخي رومي
نام پدر: بهاء الدين الولد سلطان العلماء
تاريخ و محل تولد: ۶ ربيع الاول ۶۰۴-- بلخ

مهمترين وقايع زندگي مولانا:
۵سالگي خانواده اش بلخ را به قصد بغداد ترک کردند.
۸سالگي از بغداد به سوي مکه و از آنجا به دمشق و نهايتاْ به منطقه اي در جنوب رود فرات در ترکيه نقل مکان کردند.
۱۹ سالگي با گوهر خاتون ازدواج کرد و دوباره به قونيه (محلي در ترکيه امروزي) رفت.
۳۷ سالگي در روز شنبه ۲۶ جمادي آلخر ۶۴۲ ه.ق با شمس ملاقات کرد.
۳۹ سالگي در ۲۱ شوال ۶۴۳ شمس قونيه رو ترک کرد.

معروفترين کتابهاي مولانا:
ديوان شمس- مثنوي معنوي- فيه ما فيه

تاريخ و محل فوت:
در غروب روز ۵جمادي الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگي در قونيه فوت کرد که الان مقبره اين شاعر برزگ قرن ششم در قونيه (ترکيه امروزي) مي باشد که محل زيارت عاشقان و شيفتگان اين شاعر برزگ هستند.

از سایت مشاهیر

البته شبهات زیادی در زندگیه این دوستمون هست بخصوص در مورد مسائل مربوط به شمس تبریزی ،که این مسائل و مشکلات بخاطر مرسوم نبودن شرح حال نویسی بوجود اومده
روح این انسان پیامبر گونه شاد

گلچین اشعار مولانا

حق پدید است از میا ن دیگران
همچو ماه اندر میان اختران

گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز انگشت نفس شوم نیست

دو سر انگشت خود بر دو چشم نه
هیچ بینی از جهان انصاف ده

روسر در جامه ها پیچیده ای
لاجرم با دیده و نا دیده ای

سلام بر حضرت مولانا



نه شرقییم، نه غربییم نه بییم، نه بحرییم
نه از کان طبیعیم، نه از افلاک گردانم

نه از خاکم، نه از آبم، نه از بادم، نه از آتش
نه از عرشم، نه از فرشم، نه از کونم، نه از کانم

نه از هندم، نه از چینم، نه از بلغار و صقسینم
نه از ملک عراقینم نه از خاک خراسانم

نه از دنیی، نه ازعقبی، نه از جنت، نه از دوزخ
نه از آدم، نه از حوا، نه از فردوس رضوانم

مکانم لا مکان باشد، نشانم بی نشان باشد
نه تن باشد، نه جان باشد، که من از جان جانانم

گلچین اشعار مولانا

با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن

مجنون شده‌ام از بهر خدا
زان زار تو مرا یک سلسله کن

آخر تو شبی رحمی نکنی
بر رنگ و رخ همچون زر من

تو سرو و گل و من سایه تو
من کشته تو تو حیدر من

تازه شد از او باغ و بر من
شاخ گل من نیلوفر من

رحمی نکند چشم خوش تو
بر نوحه و این چشم تر من

روي خوش تو دين و دل من
بوي خوش تو پيغمبر من

باده نخورم ور زآن که خورم
بوسه دهد او بر ساغر من

آن کس که منم پابسته او می‌گردد او گرد سر من

 

اشعار حضرت مولانا.


پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو

وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من


هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من


تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو وی چشم نرگس مست تو
ای شاخه‌ها آبست تو وی باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها
ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست
اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من
بر بوی شاهنشاه من هر لحظه‌ای حیران من

ای جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشیدت جدا
بی تو چرا باشد چرا ای اصل چارارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من
ای ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم