|
در نیمه اول قرن شانزدهم سرزمینهای وسیع دیگری از جمله الجزایر، مجارستان، والاکیا (والاشی)، مولداوی، سوریه و... به تصرف این امپراطوری درآمد. همچنین در زمان سلیمان در اواسط قرن شانزدهم عراق و بغداد بدست عثمانیها افتاد.
در همان زمان، دولت عثمانی در همسایگی دو کشور مقتدر قرار داشت یکی دولت اتریش در اروپا و دیگری دولت صفوی در ایران. در دوران سلطنت سلیم دوم فرزند سلیمان، در طی سالهای بعد میان ایران و عثمانی جنگهایی اتفاق افتاد که عمدتأ با پیروزی ایرانیان همراه بود. طی قرون هفدهم بتدریج قسمتهایی از متصرفات اروپایی عثمانی از دست رفته و بوسیله اتریش اشغال شد.
همچنین در این دوران، عثمانی همواره مشغول جنگهای شدیدی با همسایگان و شورشیان بود.
در قرن هفدهم علمای دینی غالبأ در اداره امور امپراطوری اعمال نفوذ می کردند. همچنین در آن قرن شورشهای فراوانی در اقصی نقاط امپراطوری بوقوع پیوست.
متصرفات عثمانی دراوج عظمت شامل کشورهای فعلی ترکیه، سوریه، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، مصر،قسمتهای کناره مدیترانه در افریقای شمالی، قسمت اعظم بالکان و دهها منطقه کوچک و بزرگ دیگر بود.از اوایل قرن هجدهم جنگهای طولانی روس و عثمانی آغاز شد.
اولین جنگها طی سالهای 11- 1710 به تحریک پادشاه مخلوع سوئد که به عثمانی پناهنده شده بود، میان دو کشور روس و عثمانی در گرفت که به پیروزی ترکها منجر گردید. جنگهای بعدی نیز که در سالهای 33- 1732 روی داد، متضمن خطری برای عثمانیها نبود.
بعد از سال1739 تا چند دهه آرامشی نسبی برای امپراطوری بوجود آمد. از سال1768 با اعلان جنگ عثمانی به روسیه، تضعیف واقعی امپراطوری شدت گرفت. طی این جنگ قوای روسیه در بلغارستان پیش رفتند تا سرانجام پیمان کوچک قینارجه در سال 1774 به آن خاتمه داد. بموجب این پیمان کریمه کاملا از عثمانی مستقل شده و در سال1783 به روسیه متصل گردید.
دولت عثمانی حق حمایت روسیه را نسبت به امیرنشینهای کرانه دانوب به رسمیت شناخت. بعد از جنگ سال 1776 ایران و عثمانی، بصره به تصرف ایران درآمد و از طرف دیگر با پایان یافتن جنگهای سال92- 1784 با روسیه که با پیمان صلح یاشی پایان پذیرفت، دولت عثمانی سرزمینهای وسیعی را از دست داد و رود دنپر مرز میان دو کشور گردید ( در آنزمان قفقاز هنوز در دست ایران بود و ترکیه فقط در اروپا با روسیه هم مرز بود).
درطول قرن هجدهم میان عثمانی و دول مقتدر اروپایی (فرانسه، انگلستان، هلند، سوئدو دانمارک) روابط خوبی برقرار بود. در سالهای اولیه قرن نوزدهم جنگهای جدیدی میان روس و عثمانی اتفاق افتاد که در سال 1812 منجر به عقد قرارداد بخارست که موجب واگذاری سرزمین بسارابی به روسیه شد، گردید. در طی سالهای30-1820 شورش یونانیان برعلیه امپراطوری عثمانی اتفاق افتاد و منجر به استقلال آن سرزمین گردید. درهمان سالها جنگ جدیدی با روسیه در گرفت که با انعقاد پیمان آدریانوپل پایان یافت. درحقیقت کمک سایر دول مقتدر اروپایی بود که موجب تجزیه عثمانی درهمان دورانها شد.
عثمانی در سال1830 قراردادهای جدیدی درزمینه امتیازات کاپیتولاسیون با امریکا،بلژیک، پرتغال و اسپانیا منعقد ساخت. درسال1849 براساس پیمان بالتالیمان که با روسیه منعقد گردید،حاکمیت عثمانی در امیرنشینهای مولداوی و و الاکیا از بین رفته و حوادث بعدی منجر به آغاز جنگهای کریمه در سال 1853 شد. این جنگها که میان عثمانی،انگلستان، فرانسه و ساردنی با روسیه در گرفت سرانجام با شکست نسبی روسیه پایان یافت. بموجب پیمان پاریس که در سال1856 انعقاد یافت تمامیت ارضی عثمانی تأمین شد اما در واقع راه برای مداخلات بعدی روسیه، فرانسه و انگلستان باز شد.
در سال 1862 دولت عثمانی توانست حاکمیت خود بر مونتنگرو و هرزگووین را بار دیگر اعمال کند اما در عین حال صربستان و دو امیرنشین کرانه رود دانوب که از سال 1861 متحد بودند، در سال 1865 با یکدیگر مستقل شدند.شورشهای بلغارستان در سال1877 سبب جنگهای جدیدی میان روسیه و عثمانی گردید که سرانجام پیمان سان استفانو که یکطرفه و به سود روسیه بود در سال 1878 به آن خاتمه داد. در سال1878 با تشکیل کنگره برلین صربستان، مونتگرو و رومانی ازتصرف عثمانی خارج شده و بلغارستان نیز نیمه مستقل گردید. نواحی کارس و باتومی (باطوم) نیز در قفقاز به روسیه واگذار شده و بریتانیا حق اداره قبرس را بدست آورد.دیگرحوادث مهم تاریخ ترکیه در قرن نوزدهم، جنگ با یونان در1897 و دادن خودمختاری به کرت در 1898 می باشد.
در سال1909 بلغارستان کاملأ مستقل شد و نواحی مختلفی نیز به اتریش واگذار گردید.
در سال1911 طی جنگی که میان عثمانی و ایتالیا درگرفت،طرابلس غرب (قسمتی از لیبی فعلی) از دست امپراطوری خارج شد. جنگهای بالکان که در طی سالهای13- 1912میان عثمانی با بلغارستان،یونان و صربستان درگرفت،قسمت اروپایی کشوررا به تراکیای شرقی محدود ساخت.درسالهای دهه اول قرن حاضر روابط عثمانی با آلمان بتدریج پیشرفت کرد و بهمین خاطر دولت عثمانی در سال 1914، اولین سال شروع جنگ جهانی اول به متفقین اعلام جنگ داد. در نتیجه روسیه و انگلستان بمنظور تصرف سرزمینهای عثمانی با هم متحد شدند.
در این ضمن اقدامات متفقین برای ورود از راه دریا و خشکی به داردانل با شکست مواجه شد و قوای متفق در آن ناحیه شکست سختی از ترکها به رهبری مصطفی کمال پاشا خوردند. اما عملیات مشترک قوای فرانسه و انگلستان در فلسطین و سوریه و لبنان و جنگهای متعدد انگلستان در عراق و بین النهرین، سرانجام این سرزمینها را از تصرف عثمانی خارج ساخت. در ضمن در این دورانها روسیه در آناطولی شمالشرقی پیشرفت زیادی کرده بود، اما با وقوع انقلاب کمونیستی در آن کشور سرزمینهای اشغالی یا شمال شرقی آناطولی به اضافه کارس، اردهان و باتومی به امپراطوری تضعیف شده مسترد گردید.
جنگ با دول دیگر متفق نیز با انعقاد پیمان متارکه ((مودروس)) خاتمه یافت. در نتیجه قسطنطینه به اشغال قوای متفقین درآمد. فرانسه نیز قسمتهایی از سوریه و لبنان را تصرف کرد و سپاهیان بریتانیایی در سایر مستعمرات عربی آسیایی عثمانی مستقر شدند.
در ضمن نواحی کوچکی درخاک ترکیه فعلی نیز به تصرف ایتالیائیها و یونانیان درآمد. سرانجام دولت عثمانی در سال1920 پیمان ((سور)) را که مقرر می داشت متصرفات عثمانی از آن تجزیه شوند را امضا نمود که با مخالفت شدید ملیون به رهبری مصطفی کمال پاشا نخست وزیر روبرو شد.
در طی سال1920دولت مرکزی امپرطوری بتدریج نظارت خود بر آناطولی را نیز از دست داد.
در این میان دولت و مجلسی نیز از سوی ملیون درشهر آنکارا تشکیل یافته بود. ملیون در سال1920 به قوای مستقر متفقین در آناطولی حمله کردند و با شوروی یک پیمان ارضی منعقد ساختند.
در این اثنا یونانیان به تحریک متفقین از پایگاه خود در ازمیر به ملیون حمله برده ولی شکست خورده و از خاک ترکیه بیرون رانده شدند. در اول نوامبر سال 1922حکومت آنکارا سلطان را خلع کرد و به این ترتیب عمرحکومت سیاسی623 ساله خاندان عثمانی به سرآمد ولی پسر عمومی خلیفه (محمد ششم) بنام عبدا لمجید بعنوان خلیفه روحانی باقی ماند ( تا سال 1924 که این منصب هم از بین رفت).
معاهده لوزان که در سال 1923 منعقد گشت حدود ترکیه را مشخص و تضمین کرد. |